المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

99

التنبيه والإشراف ( فارسي )

نكرديم ، از آن رو كه در شمار و نام و مدت پادشاهى و قدمت روزگارشان خلاف است . ايرانيان گويند كه اين ملوك بابلى نواب ملوك قديم ايران بر عراق و ولايتهاى مغرب بوده‌اند زيرا پايتخت ملوك ايران بلخ بود ، سپس از آنجا انتقال يافتند و در مداين عراق مقيم شدند و نخستين كسى كه آنجا مقيم شد خمانى دختر بهمن پسر اسفنديار بود . مسعودى گويد : بسال سيصد و سوم در شهر استخر پارس بنزد يكى از - بزرگ‌زادگان ايران كتابى بزرگ ديدم كه از علوم و اخبار ملوك و بناها و تدبيرهاى ايرانيان مطالب فراوان داشت كه چيزى از آن را در كتب ديگر چون « خداى نامه » و « آئين نامه » و غيره نديده بودم . تصوير بيست و هفت تن از ملوك ايران از خاندان ساسانى - بيست و پنج مرد و دو زن - در آن بود و هر يك را بروز مرگ پير بوده يا جوان با زيور و تاج و ريش و چهره تصوير كرده بودند با قيد اينكه اينان چهارصد و سى و سه سال و يك ماه و هفت روز پادشاهى كرده‌اند . و چنان بوده كه وقتى يكى از شاهان به مردى تصوير او را كشيده بخزينه ميسپردند تا زندگان از وصف مردگان بىخبر نمانند . صورت پادشاهانى كه بجنگ بودند ايستاده بود و پادشاهى كه بكارى ميپرداخت نشسته بود ، با ذكر سرگذشت هر پادشاه و رفتار وى با خواص ياران و عوام رعيت و حادثه‌ها و اتفاقات مهم كه بدوران پادشاهى وى پديد آمده بود . و تاريخ كتاب چنان بود كه در نيمهء جمادى الاخر بسال يكصد و سيزدهم از روى اسناد خزائن ملوك ايران نوشته شده و براى هشام عبد الملك از پارسى به عربى آمده بود . نخستين پادشاه اردشير بود كه در زمينهء سرخ درخشان و لباسش برنگ آسمانى و تاجش سبز و طلائى بود و نيزه‌اى بدست داشت و ايستاده بود ، و آخرشان يزدگرد پسر شهريار پسر خسرو پرويز بود كه در زمينهء سبز مزين با لباس مزين آسمانى با تاج قرمز ايستاده و نيزه بدست در حالى كه بشمشير